غزل شمارهٔ ۲۶۸۳

غزلیات

نگارا تو گلی یا جمله قندی
که چون بینی مرا چون گل بخندی

نگارا تو به بستان آن درختی
که چون دیدم تو را بیخم بکندی

چه کم گردد ز حسنت گر بپرسی
که چونی در فراقم دردمندی

من آنم کز فراقت مستمندم
تو آنی که هلاک مستمندی

در این مطبخ هزاران جان به خرج است
ببین تو ای دل مسکین که چندی

چو حلقه بر درت سر می‌زنم من
چه چاره چون تو بر بام بلندی

بیا ای زلف چوگان حکم داری
که چون گویم در این میدان فکندی

سپند از بهر آن باشد که سوزد
دلا می سوز دلبر را سپندی

بیا ای جام عشق شمس تبریز
که درد کهنه را تو سودمندی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}