غزل شمارهٔ ۳۱۶۱

غزلیات

خامشی ناطقی مگر جانی
می‌زنی نعره‌های پنهانی

تو چو باغی و صورتت برگی
باغ چه صد هزار چندانی

بی تو باغ حیات زندانیست
هست مردن خلاص زندانی

چون تو بحری و صورتت ابرست
فیض دل قطره‌های مرجانی

ای یکی گو شده یکی گویان
پیش حکمت که شاه چوگانی

تا یکی گو نشد اگرچه زرست
گرچه نیکوست نیست میدانی

پهلوی اعتراض را بتراش
گر تو چون گوی چست و گردانی

پهلوی اعتراض در ابلیس
گشت مردود رد ربانی

پس به خراط خویش را بسپار
تا یکی گو شوی اگر آنی

مانعست اعتراض ابلیسی
از یکی گویی و یکی دانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}