بخش ۵۳ - جواب قاضی سؤال صوفی را و قصهٔ ترک و درزی را مثل آوردن

دفتر ششم

گفت قاضی بس تهی‌رو صوفیی
خالی از فطنت چو کاف کوفیی

تو بنشنیدی که آن پر قند لب
غدر خیاطان همی‌گفتی به شب

خلق را در دزدی آن طایفه
می‌نمود افسانه‌های سالفه

قصهٔ پاره‌ربایی در برین
می حکایت کرد او با آن و این

در سمر می‌خواند دزدی‌نامه‌ای
گرد او جمع آمده هنگامه‌ای

مستمع چون یافت جاذب زان وفود
جمله اجزااش حکایت گشته بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}