شمارهٔ ۲۳

غزلیات

ایکه کشتی ز انتظار مرا
آمدی وقت احتضار مرا

توگلی، گل ز خار ناچار است
گرد خود گیرهم چو خار مرا

اختیاری به کار خویشم بود
برد عشقت ز اختیار مرا

تا تو کردی کنار، موج سرشک
شد چو دریاری بی کنار مرا

بوسه ای خون بهام بخش از لب
که دو چشم تو کشت زار مرا

تو چو من صد شکار خواهی کرد
نشود چون توئی شکار مرا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}