
دیوان میرزا حبیب خراسانی
صفحهٔ ویژهٔ دیوان میرزا حبیب خراسانی در فرم نو.
میرزا حبیب الله شهیدی (زاده ۱۲۲۸ خورشیدی، ۱۲۶۶ هجری قمری در مشهد - درگذشته ۱۲۸۷ خورشیدی، ۱۳۲۷ هجری قمری) (در بعضی منابع نام او را میرزا حبیب الله مجتهد رضوی یا حسینی هم نوشتهاند) متخلص به «حبیب» و معروف به «حبیب خراسانی» شاعر، عارف و مجتهد شیعی دورهٔ قاجاریه بودهاست (در خراسان با عنوان «آقا» شناخته میشده). پدرش میرزا محمدهاشم مجتهد (متوفی ۱۲۶۹) نوهٔ میرزا مهدی مجتهد معروف به شهید رابع بود. میرزا محمدمهدی، در ۱۲۱۸ق به فرمان نادر میرزا (متوفی ۱۲۱۸) پسر شاهرخ میرزا افشار که مشهد را تصرف کرده بود به شهادت رسید. به همین سبب فرزندان و نوادگان میرزامهدی به «شهیدی» معروف شدهاند. نسب او از طریق میرزا محمدمهدی به شاه نعمتالله ولی میرسد. وی افزون بر کسب علوم دینی و فراگیری زبان فرانسه و عربی، به مقامات عالی عرفانی و معنوی دست یافت. در تزکیهٔ نفس و تهذیب اخلاق و کردار نیکو، سر مشق اهل روزگار بود و ذوق شعری و استعداد درخشانی داشت. میرزا حبیب در حدود سالهای ۱۳۱۵ق تا ۱۳۱۶ در بحرآباد با عارفی به …
این دیوان در 8 بخش سازمان یافته است.
بخشهای دیوان
- دیوان اشعار — 452 گفتار
نمونه اشعار
- شمارهٔ ۱ — به گیتی بهتر از دانشوری نیست / به جز دانش به گیتی مهتری نیست
- شماره ۲۶ - مناجات نامه — الهی به مستان جام شهود / به عقلآفرینان بزم وجود
- شمارهٔ ۱ — بالله که یکی از خود بخودآ / بگذر ز خودی بنگر بخدا
- شمارهٔ ۱ - هوالعزیز — ای تو مسما و هر دو گیتی اسما / بادا اسما همه فدای مسما
- شمارهٔ ۱ — ای جان و سر حبیب و ایمان حبیب / ای درد دل حبیب و درمان حبیب
- شمارهٔ ۲ — زلف سنبل مگر امروز به تابی دگر است / در رخ لاله و گل رونق و آبی دگر است
- شماره ۲۷ - ترکیب بند — دوش من مستانه خوابی دیده ام / در دل شب آفتابی دیده ام
- شمارهٔ ۲ — نهان در خاک کن ما و توئی را / یکی کن در همه عالم دوئی را
- شمارهٔ ۲ — روی مه آئینه جمال محمد / طلعت خورشید پایمال محمد
- شمارهٔ ۲ — آن یک گوید که چرس و تریاک خوش است / وان یک گوید فشرده تاک خوش است
- شمارهٔ ۳ — شیخ و سالوسم ولی ساغرکشی کار من است / صد هزاران فتنه در هر پیچ دستار من است
- شماره ۲۸ - ترکیب دیگر — باد صبا نکهت جان میدهد / مژده ز اسرار نهان میدهد
- شمارهٔ ۳ — جوهر قدسی، نهفته رخ در آب و گل چرا / مرغ روحانی، بتیغ دیو و دد بسمل چرا
- شمارهٔ ۳ — در ازل کاین جلوه در خاک و گل آدم نبود / مهر رخسار علی را از تجلی کم نبود
- شمارهٔ ۳ — آن یک گوید که چرس با بنگ خوش است / و این یک گوید شراب گلرنگ خوش است
- شمارهٔ ۴ — خواجه را گنج اگر درست زر است / سخن ما از او درستتر است
- شماره ۲۹ - ترجیع بند — ساقی بزم مجلس آرا شد / می گلگون ز خم بمینا شد
- شمارهٔ ۴ — هرشب من و دل تا سحر در گوشهٔ ویرانهها / داریم از دیوانگی با یکدگر افسانهها
- شمارهٔ ۴ - ترکیب بند — رهی باشد از این ماتم بدان سور / نمیدانم که نزدیک است یا دور
- شمارهٔ ۴ — زاین خم که همیشه بی می ووارون است / میخانه عیش من چرا پر خون است
- شمارهٔ ۵ — گفت زاهد ز عمر و عمار است / قول شاهد ز خمر و خمار است
- شماره ۳۰ - ترکیب بند — بستهٔ دام رنج و عنایم / خستهٔ درد فقر و فنایم
- شمارهٔ ۵ — سالها بر کف گرفتم سبحه صد دانه را / تا ببندم زین فسون پای دل دیوانه را
- شمارهٔ ۵ - ترکیب بند — از خداگر دم زنی نامش علی است / ور ز احمد، ساقی جامش علی است
- شمارهٔ ۵ — سیگار که لب بر لب تو دوخته است / آتش بدلم از حسد افروخته است
- شمارهٔ ۶ — عمرت ای خواجه گرچه بر گذر است / نیک بشمر که چون درست زر است
- شمارهٔ ۶ — محو آن روی پریواریم ما / در حقیقت نقش دیواریم ما
- شمارهٔ ۶ - ترکیب بند — ای گلرخ دلفریب خود کام / وی دلبر دلکش دل آرام
- شمارهٔ ۶ — آن زلف سیه که خوشه خرمن تو است / چون هاله بگرد ماه، پیرامن تو است
- شمارهٔ ۷ — واعظی گفت در این ماه که ماه رجب است / توبه کردن نه عجب توبه شکستن عجب است
- شمارهٔ ۷ — بربسته دست جور فلک پای اگر مرا / از چوب خشک ساخته پای دگر مرا
- شمارهٔ ۷ - ترکیب بند — نام تو در نامه حی قدیم / بسم الله الرحمن الرحیم
- شمارهٔ ۷ — یکعمر رهم بدیر خمار افتاد / کارم بکلیسیا و زنار افتاد
- شمارهٔ ۸ — نرگس مست تو را باز خماری دگر است / مینماید که در اندیشهٔ کاری دگر است
- شمارهٔ ۸ — ای عشق گرفتی سخت ناگاه دهان ما را / بردی بسرای دل از راه نهان ما را
- شمارهٔ ۸ - ترکیب بند — دامن این خیمه را دست سحر بالا گرفت / ساقی چرخ از می خور ساغر صهبا گرفت
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}