شمارهٔ ۶۳

غزلیات

ای مغبچه کو ره خرابات
تا باز رهم از این خرافات

از شاهی عرصه گاه شطرنج
صد بار نکوتر ار شوم مات

ای پیر خرد ره رهائی
دانی تو که چیست زین مخافات

یک جرعه می کرم کن ای پیر
بیزار شدم از این کرامات

در صومعه نیم عمر شد فوت
از میکده جو قضای مافات

مردانه کرامتی کن ای پیر
تاخیر مکن که هست آفات

این هستی عاریت رها کن
بیزار شو از حیات اموات

نابود کن این وجود بی بود
تا نفی زنفی گردد اثبات

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}