شمارهٔ ۷۷

غزلیات

شکسته زلف یکی ترک مست یار منست
که آرمیده چو جان سخت در کنار من است

بهر چه امر کند من باختیار ویم
بهر چه حکم کنم او باختیار من است

شبی که دیرتر آیم بخانه از بازار
نشسته بر در مشکو بانتظار من است

بگرد مشکوی من غم گذر نیارد کرد
که دل فریبی از اینگونه غمگسار من است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}