شمارهٔ ۹۳

غزلیات

ایخواجه شنیدم که لبت کان نبات است
ایخواجه شنیدم دهنت آب حیات است

ایخواجه شنیدم که بدست کرم تو
از لطف خداوند یکی تازه برات است

ای خواجه شنیدم که در این خرمن نعمت
از قسمت درویش یکی تازه برات است

ای خواجه شنیدم که اسیران جهانرا
چین و شکن زلف تو مفتاح نجات است

ای خواجه شندم که بوقت کرم وجود
یک رشحه ز بحر کرمت نیل و فرات است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}