شمارهٔ ۱۰۶

غزلیات

دو چشم مست تو کز خواب ناز برخیزد
هزار فتنه ز چین و طراز بر خیزد

کسی بطره کوتاه تو نیارد چنگ
مگر که از سر عمر دراز برخیزد

هر آنکه جان و سر اندر سر هوای تو کرد
ز خیل دلشدگان سر فراز برخیزد

هر آنکه بر سر راهت نشست و دل بتوبست
ز مهر هر دو جهان بی نیاز برخیزد

چنانکه زلف پریشیده تو بر رخسار
میان شک و یقین امتیاز برخیزد

بشاهراه حقیقت بمنزل تحقیق
کسی رسد که ز عشق مجاز برخیزد

ندیده ایم که از جام عشق بیخود و مست
کسی فتد که دگر باره باز برخیزد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}