شمارهٔ ۱۳۸

غزلیات

شب دوشین که روز فرهی بود
مرا در بر یکی سر و سهی بود

شبی تاریک و خفته چشم اغیار
تو گفتی گیتی از مردم تهی بود

نه کس را آگهی بود از شب ما
نه ما را از شب کس آگهی بود

شبی خوش بود وقتی نغزصد حیف
که عیبش همچو عمرم کوتهی بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}