شمارهٔ ۱۵۱

غزلیات

پیر مغان گناه مرا گر ثواب کرد
تبدیل سیئات بحکم کتاب کرد

روز حساب را که بفردا نهاد شیخ
امروز پیر میکده یوم الحساب کرد

تسنیم و خلد و کوثر و طوبی و سدره را
یکجرعه آب کرد و بجام شراب کرد

آباد بر زمین خرابات و دست پیر
کزیک قدح شراب، جهانرا خراب کرد

فاروق حق و باطل و میزان قسط و عدل
پیمان پیر ماست که فصل الخطاب کرد

زان حلقه ها که بر در مسجد بکوفتیم
ما سالها ز دیر مغان فتح باب کرد

پنهان شد از دو دیده ز بسیاری ظهور
با ماهیان بحر فنا کار آب کرد

دیوانه ای بسخره اطفال شهر خاست
از بهر سنگ و چوب مرا انتخاب کرد

در خواب گرد خویش زدم طوف و دوش پیر
از طوف کعبه دل تعبیر خواب کرد

روزی بسوی میکده راهم گشود پیر
کز خانقاه مدرسه شیخم جواب کرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}