شمارهٔ ۱۶۵

غزلیات

بنقد حال شدم خاک هر چه بادا باد
مگر بکوی تو روزیم در رساند باد

دگر ز عشق تو فریاد و ناله می نکنم
که خاک را نسزد هیچ ناله و فریاد

شویم خاک و شود سنگ خاک ما و هنوز
تو سنگدل نکنی باز از دل ما یاد

بیاد قدو رخ و زلف تو، چو خاک شویم
ز خاک ما بدمد سنبل و گل و شمشاد

هزار مرتبه شیرینتر است قصه ما
به پیش دوست، ز دستان خسرو و فرهاد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}