شمارهٔ ۲۲۳

غزلیات

بخاطر از کسی باری ندارم
بعالم با کسی کاری ندارم

در این گلشن که نزهتگاه جان است
تعلق با گل و خاری ندارم

نباشد قصد آزارم کسی را
که با کس قصد آزاری ندارم

بجز نزهتگه جان و دل خویش
هوای سیر گلزاری ندارم

مرا چون جز خرابی مقصدی نیست
دگر حاجت بمعماری ندارم

نهفته نیست در جیبم زر و سیم
که بیم از دزد و طراری ندارم

کند عیبم برندی شیخ و زاهد
من از عیبی چنین، عاری ندارم

نه در مسجد پذیرندم نه در دیر
که تسبیحی و زناری ندارم

نشان از شید شیخ و زرق زاهد
بغیر از دلق و دستاری ندارم

که در دست از متاع خر فروشان
بجز پالان و افساری ندارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}