شمارهٔ ۲۳۴

غزلیات

ما بیخودان مست که رند و قلندریم
در آب ماهییم و در آتش سمندریم

خسرو مکانتیم و بظاهر نیازمند
درویش صورتیم و بمعنی توانگریم

مفروش خواجه کبرو تعنت بما که ما
ملک جهان بیک خم ابرو نمیخریم

با عشق زنده ایم و با خلاق مرده ایم
با دوست بنده ایم و بآفاق سروریم

خجلت بریم بس ببر پیر میفروش
فصل بهار اگر عوض باده، غم خوریم

در خاوریم بی کس و تنها چو آفتاب
الحق که ماه نخشب و خورشید خاوریم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}