شمارهٔ ۲۶۸

غزلیات

من پرستار روی و موی توام
بنده بندگان کوی توام

تلخگو باش و ترش روی که من
بنده تلخ و ترش روی توام

خواه بر خاک ریز و خواه بنوش
من چه آبم که در سبوی توام

تو حدیدی و من چو مقناطیس
که بهر سو روم بسوی توام

نکنم روی دل بسوی عدوت
گر کنم نیز من عدوی توام

تو چه بحری و من چه جوی روان
که سرا پا بجستجوی توام

تو چه مهری و من چو حربایم
زانکه همواره روبروی توام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}