شمارهٔ ۳۱۶

غزلیات

آن مست ببین بی خبر از خویش فتاده
خشت سر خم زیر سر خویش نهاده

سر بر در میخانه و لب بر لب مینا
پا بر سر عقل خرد اندیش نهاده

سلطان جهان است که از روی محبت
سر بر قدم حضرت درویش نهاده

تشویش کجا در دل او راه نماید
او پای بفرق سر تشویش نهاده

زین شربت شیرین بمیالای دهانرا
زیرا که در این نوش، دو صد نیش نهاده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}