شمارهٔ ۳۱۷

غزلیات

ندارم توشه ای از بهر این ره
بجز یکقطره اشک و یکنفس آه

بهای قطره اشکی چه باشد
که دریاهای خون بینم در این راه

زره وامانده ای درمانده خوش گفت
که ره دور است و گام عمر کوتاه

اگر یکدم بغیر از راه حق رفت
از آن یکدم هزار استغفرالله

چو دوری از در دل چند گوئی
که نزدیک است دل را ره بدرگاه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}