شمارهٔ ۵۰

غزلیات

اگر کسی سبب وصل یار من شده است
زسر گرانی او، شرمسار من شده است

به طعنه مژده وصلی که غیر داد مرا
ز سادگی سبب انتظار من شده است

فزوده غم به غم و حسرتم به حسرت، اگر
هزار مرتبه روزی دچار من شده است

امیدواری من بین، که مردنم دشوار
زانتظار فراموشکار من شده است

چنین که رفته ستمهای او ز یاد مرا
به حیرتم که چرا شرمسار من شده است

دلا تپیدن میلی نشانه آن است
که نیم کشته چابک سوار من شده است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}