شمارهٔ ۹۰

غزلیات

کو بخت آنکه یار شکایت ز من کند
چندان‌که مدعی نتواند سخن کند

گردد هزار تازه گرفتار، ناامید
گر شکوه‌ای دلم ز تو پیمان‌شکن کند

گر بیم سرگرانی او نیست غیر را
منعم چرا ز همرهی خویشتن کند

آن طالعم کجاست که از پهلوی رقیب
قتل مرا بهانهٔ برخاستن کند

او می‌کند سوال و زبان در جواب او
از اضطراب دل نتواند سخن کند

میلی هزار حیف که آن می پرست را
ذوق شراب، ساقی هر انجمن کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}