شمارهٔ ۱۹۳

غزلیات

صحرای دل ز آتشِ مَی شد حجاب‌سوز
زد آتشم به جان ز رخ آفتاب‌سوز

اوّل ز روی گرم، دلم را کباب کرد
آخر به خندهٔ نمکین شد کباب‌سوز

بودم ازو چو شعلهٔ آتش در اضطراب
با آنکه بود بیخودی‌ام اضطراب‌سوز

هر دم شدی ز بیخودی‌ام گرم صد عتاب
گر آتش حجاب نبودی عتاب‌سوز

امشب خیال آن لب پرشور تا به روز
در چشم خونفشان چو نمک بود خواب‌سوز

میلی در آرزوی جمالش نسوختی
گر آفتاب حسن نبودی نقاب‌سوز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}