شمارهٔ ۲۹۲

غزلیات

می‌رسی قاصد و دل را به تپیدن داری
باز گویا خبر نامه دریدن داری

چون کند غیر سخن، بهر فریب دل من
رو بگردانی و خود را به شنیدن داری

آشکارا طلبی باده و نتوان پرسید
که نهان با که سر باده کشیدن داری

در پی‌اش ای دل مشتاق ز پا افتادی
وز هجوم طلب امید رسیدن داری

سر انگشت که چون غنچه سوسن کردی
از پشیمانی خون که گزیدن داری؟

هر زمان شکوه ز افسردگی بزم کنی
تا که را باز خیال طلبیدن داری

یار با غیر ازین رهگذر آید میلی
یک زمان باش، اگر طاقت دیدن داری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}