شمارهٔ ۲۹۳

غزلیات

ز عشوه بس که مرا بی‌قرار خود کردی
خجل شدیّ و مرا شرمسار خود کردی

درآمدن مگر امروز با رقیبانی؟
که وعده‌ام به سر رهگذر خود کردی

ز حیله تو فزون بود ناامیدی من
مرا ز سادگی امیدوار خود کردی

رقیب را که به کوی تو دیر می‌آید
ز التفات مگر شرمسار خود کردی

ببین رقیب، تفاوت میانه من و خویش
که خواری‌ام سبب اعتبار خود کردی

هوای بزم که داری، که بازم از وعده
اسیر سلسله انتظار خود کردی؟

چه شد که می‌گذری وحشیانه از میلی
مگر به تازه کسی را شکار خود کردی؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}