شمارهٔ ۱۲

غزلیات

از عقل نیست پیش تو رفتن چراغ را
آن به که روغنی بچکاند دماغ را

بر رو مپیچ سلسلهٔ زلف عنبرین
بر عارض تذرو منه پرّ زاغ را

ای باد اگر به بردن جانت رسالت است
بر تو گرفت نیست، بگو مابلاغ را

کامی ز عمر گیر و مده رایگان ز دست
روز وصال و عهد شباب و فراغ را

زهاد، حور و جنت و کوثر گزیده‌اند
ما شاهدی و جام شرابی و باغ را

روزی که کاسهٔ سر ناصر شود ایاغ
جان تازه گردد از لب لعلت ایاغ را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}