
دیوان ناصر بخارایی
صفحهٔ ویژهٔ دیوان ناصر بخارایی در فرم نو.
ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها میکند و از بخارا خارج میشود. نخست به سمرقند میرود پس از اندک زمانی به هرات میرود ولی روح نا آرام او را امان نمیدهد و در جایی پایبند نمیشود و تمام عمر خود را در سفر و سختی و تنگدستی میگذارند. رد پای شهرهای توس، اردبیل، تبریز، شروان، بغداد، شام و مکه را در دیوان وی میتوان یافت. اشعار ناصر بخارایی به همت الف. رسته به گنجور اضافه شده است.
این دیوان در 10 بخش سازمان یافته است.
بخشهای دیوان
- قصاید — 72 گفتار
- غزلیات — 639 گفتار
- قطعات — 12 گفتار
- قطعات دوبیتی — 7 گفتار
- رباعیات — 24 گفتار
- ترکیبات — 7 گفتار
- ترجیعات — 4 گفتار
- مسمطات — 4 گفتار
- مثنوی هدایتنامه — 23 گفتار
- مفردات — 4 گفتار
نمونه اشعار
- شمارهٔ ۱ - در توحید حضرت باری تعالی عز اسمه — ای نام تو تاج سر هر نامه که خوانند / نام تو بخوانند ونشان تو ندانند
- شمارهٔ ۱ — آیینهٔ خدائی رخسار توست یارا / بگذار تا ببینم در آینه خدا را
- شمارهٔ ۱ - : در مدح جلالالدین هوشنگ شاه — به بارگاه سلیمان که عرضه میدارد / که نیست مسکن معلوم مور مسکین را
- شمارهٔ ۱ — پردلی باید که بار غم کشد / دردی این درد را هر دم کشد
- شمارهٔ ۱ — قومی به فرشته می شمارند مرا / وز اهل صلاح می شمارند مرا
- شمارهٔ ۱ - در مدح سلطان جلالالدین هوشنگ شاه — صباح عید و روز نوبهار است / بهار و عید و ما را وصل یار است
- شمارهٔ ۱ — ای روی تو آفتاب انور / ذرات جهان ز تو منور
- شمارهٔ ۱ — دریاب که شد روز جوانی به سر ای دل / در میکده شو رقصکنان بادهخور ای دل
- ۱ - آغاز — سرنامه نام خداوند پاک / که پیدا کند آدمی را ز خاک
- شمارهٔ ۱ — هرگزم صید کرم نامد به گوش / یا کرم خود نیست یا خود من کرم
- شمارهٔ ۲ - در نعت سیدالمرسلین فرماید — مرا چو بحر لب خشک و دیده تر باشد / چو کوه بر سر تیغ زبان گهر باشد
- شمارهٔ ۲ — چون کعبهٔ وصل تو مقامست صفا را / در قبله خود آ، تا بپرستیم خدا را
- شمارهٔ ۲ — زهی وزیر سلیمان صفت که چون آصف / صفای ذهن تو تأثیر ماه و خور دارد
- شمارهٔ ۲ — فلک فیل زور فرزین گرد / عاقبت قصد اسب ناصر کرد
- شمارهٔ ۲ — اشکم چو عقیق است ز درج گهرت / پشتم چو کمان گشت ز تیر نظرت
- شمارهٔ ۲ - در تهنیت عید به شاه ابوالمعالی — عید خجسته از حرم یار میرسد / بوئی ز دل به خانهٔ دلدار میرسد
- شمارهٔ ۲ — ای فلک همچو گرد در کویت / گشته و ره نیافته سویت
- شمارهٔ ۲ — دوش مرغان چمن نعرهٔ مستانه زدند / آتشی در دل شوریدهٔ دیوانه زدند
- ۲- در مناجات — خدایا جنایت ز حد بردهایم / به بیشرمی آب خرد بردهایم
- شمارهٔ ۲ — غیرت عاشقان نمیخواهد / دوست را در کنار پیراهن
- شمارهٔ ۳ - در نعت نبی اکرم فرماید — ای ز تأیید ازل نقد امانت را امین / محرم اسرار قرآن، همدم روحالامین
- شمارهٔ ۳ — ای چشم تو بر هم زده حال دل ما را / زلف تو بر آشفته من بی سر و پا را
- شمارهٔ ۳ — ننهاد نقطهای ز وفا در نهاد دهر / آن کس که شکل دایرهٔ ماه و خور کشید
- شمارهٔ ۳ — حرف عشق از سر زبان دور است / شرح این آیت از بیان دور است
- شمارهٔ ۳ — آن شاه که قبلهٔ نماز همه اوست / مقصود ز قصهٔ دراز همه اوست
- شمارهٔ ۳ - صبح خیزان — صبحخیزان کز صفا جام مصفا بردهاند / از دل بریان من نقل مهنا بردهاند
- شمارهٔ ۳ — ای رخت آفتاب کشور دل / تاب مهرت مه منور دل
- شمارهٔ ۳ — باز مرغ سحری سوی گلستان آمد / وقت می خوردن و آشفتن مستان آمد
- ۳- المقاله — منم ننگ هستی و از نیست کم / به فخر دو عالم کشیده رقم
- شمارهٔ ۳ — سر یزید بیفکن به زیر پای حسین / به بیست روز برون آر این معما را
- شمارهٔ ۴ - در مدح امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا — صبح درآمد ز دلو یوسف زرین رسن / کرد چو یونس بر آب در دل ماهی وطن
- شمارهٔ ۴ — ببین به دیدهٔ ما، روی خویشتن یارا / که حکم آینه شد، آب دیده ما را
- شمارهٔ ۴ — ناصر انصاف از جهان مطلب / که در آفاق از او نیابی گرد
- شمارهٔ ۴ — بولهب را محرم طاها که کرد / لؤلؤ اندر کیسهٔ لالا که کرد
- شمارهٔ ۴ — هر چند به چالاکی آن دلبر نیست / ما را طمع وصال او در خور نیست
- شمارهٔ ۴ - در تهنیت عید قربان و مدح هوشنگ شاه — رسید کوکبهٔ عشق در بهاری خوش / چو لاله جام طربکش به لالهزاری خوش
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}