شمارهٔ ۲۶

غزلیات

گرفت ملک دلم حسن دلستان شما
به جای جان منی، جان ما و جان شما

به تنگنای دهان تو جای نقطه نبود
دقیق شد سخن از تنگی دهان شما

ز جای رفت دل تنگ غنچه چون سوسن
به گوش گل سخنی گفت از زبان شما

صدف شود ز گهر گوش هر که در یابد
حدیث لعل درخشان درفشان شما

بسی دقیقهٔ باریک می‌رود چون موی
میان چشم ضعیف من و میان شما

به خدمت در تو درکشیده حلقه به گوش
نهاده‌ام سر طاعت بر آستان شما

به بوی باد صبا جان همی‌دهد ناصر
که هست رهگذر او به بوستان شما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}