شمارهٔ ۴۹

غزلیات

خوشا وقت رندان هشیار مست
که با غصه شادند و با نیست هست

به معنی بزرگ و به صورت حقیر
به همت بلند و به مقدار پست

شب و روز مخمور خمر بلی
ازل تا ابد مست جام الست

چو نرگس ز خوان فلک سیرچشم
چو غنچه ز ملک جهان تنگ دست

به آزادگی سر کشیده چو سرو
ولی مانده در بندگی پای‌بست

چو مه تابناک از رخ همچو مهر
چو ماهی گرفتار زلف چو شست

ز بهر مراد کسان نامراد
به پیمان درست و به خود درشکست

نه چون زاهدان خود پرستی کنند
اگر دُرد نوشند،‌ اگر می پرست

اگر ناصر از هجر ایشان بسوخت
همین بس که چون خار با گل نشست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}