شمارهٔ ۶۸

غزلیات

عذر روشن عشق را رویت بس است
بند راه عاشقان مویت بس است

تهمت تیر و کمان بر خود مبند
عالمی را چشم و ابرویت بس است

از غمت پهلو نهادم بر زمین
این‌قدر ما را ز پهلویت بس است

یوسف عهدی و من یعقوب وقت
روشنی چشم من بویت بس است

کیست ناصر تا دم یاری زند
گر بود کمتر دعا گویت بس است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}