شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

تو را شمایل موزون و شیوهٔ خوبست
که وضع و هیأت مطبوع و شکل مرغوبست

شعار شعر سیه بر بیاض عارض تو
چو عارضیست کزو آفتاب محجوبست

بیان قصهٔ خضرست و شرح سورهٔ نمل
خطی که بر ورق چهرهٔ تو مکتوبست

تو را به جان و سر ای دوست عذر می‌خواهم
که سر به پای تو درباختن نه محسوبست

چه یوسفی که ز چنگ عقاب گیسوی تو
دلِ شکستهٔ ما را عقاب یعقوبست

چو مشک خون جگر خورد و همچو عود بسوخت
چو نافه هر که به آهوی عشق تو منسوبست

ز افتراق عدم تا به اتصال وجود
بهانه بود، غرض اتصال محبوبست

کسی که صبر من و اشک همچو توفان دید
بگفت ناصر اگر نوح نیست ایوبست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}