شمارهٔ ۱۶۴

غزلیات

خبر یار به اغیار نمی‌یارم گفت
گنجها دارم و با مار نمی‌یارم گفت

درد یاری به دل خستهٔ ما افتاده است
درد یاری که به دیّار نمی‌یارم گفت

سخن راستی سرو و خرامیدن کبک
پیش آن قامت و رفتار نمی‌یارم گفت

گرد از پای تو خواهم که بروبم به مژه
لیک با گل سخن خار نمی‌یارم گفت

لطف تو اندک و بسیار به هرکس برسد
دیگر از اندک و بسیار نمی‌یارم گفت

با دل از رفتن دلدار بگوید ناصر
خبر مرگ به دلدار نمی‌یارم گفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}