شمارهٔ ۱۶۷

غزلیات

پسته را لب شکند آن دهن خندانت
مغز بادام کشد چشم خوش فتانت

گر چه شد روشنی خوان فلک از خورشید
قرص خورشید ندارد نمکی از خوانت

گر شوم موئی و ور سینهٔ من بشکافی
بنهم همچو قلم سر به خط فرمانت

اگر ای درّ گرانمایه دو عالم بدهند
من که صراف جهانم ندهم ارزانت

هیچ پوشیده نشد مهر تو در سینهٔ من
آفتابی نتوان کرد به گل پنهانت

گر سرم رفت مباد از سر تو موئی کم
جان من، جان جهان باد فدای جانت

دم ناصر که جهان را چو صبا مشکین کرد
یافت بوئی ز سر طرهٔ مُشک افشانت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}