شمارهٔ ۲۲۰

غزلیات

صبا به خیر و سلامت سلام یار آورد
به سوی بنده پیامی ز شهریار آورد

به غیر باد که او شبرو و سحرخیز است
سلام یار که یارد به نزد یار آورد

فدای یاری بادم که نامه‌ای برساند
بدان دیار و جوابی بدین دیار آورد

گر ای صبا گذری بر آن جناب، زنهار
بگو که هجر تو ما را به زینهار آورد

درخت گل بنشاندیم در هوای رخت
بر آب چشم و همه خار هجر بار آورد

غلام همت چشم خودم که از گوهر
هر آن مراد که می‌خواست در کنار آورد

مترس ناصر با لطف او ز روز شمار
که نقد قلب نخواهد در شمار آورد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}