شمارهٔ ۲۲۷

غزلیات

چو عشقت چنگ غم در جان من زد
دل از شادی روان جان داد و تن زد

من اول رهبر اسلام بود
به آخر قول مطرب راه من زد

صبا بوئی ز خاک کویت آورد
ز گل چاکی به جیب پیرهن زد

سحرگه غنچه دعوت با رخت کرد
چنارش دست غیرت بر دهن زد

نسیم صبح بر زلف تو بگذشت
حرامی کاروانی از ختن زد

ز سنبل حلقه حلقه بر گل آویخت
ز سوسن دسته دسته بر سمن زد

رواجی یافت دینار معانی
که ناصر سکه‌ای نو بر سخن زد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}