شمارهٔ ۲۶۵

غزلیات

چشمت به خواب چون به سحرگه گشاده شد
صد فتنه را به جانب ما رَه گشاده شد

گیسوی مُشکبوی چو برداشتی ز روی
ابر سیاه رفت و رخ مه گشاده شد

بر بسته بودم از مژه سیلاب اشک را
خاشاک سست بود، به ناگه گشاده شد

پوشیده بود چاه زنخدان تو به زلف
چندان نداشت رشتهٔ کوته، گشاده شد

ناصر طناب عمر به زلف تو بسته بود
دل چون قدم نهاد سرِ چَه گشاده شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}