شمارهٔ ۲۶۷

غزلیات

یوسف دل ز زنخدان تو در چَه شد
خضرِ جان در ظُلمات خط تو گُمره شد

دی اگر سرو بُد، امروز قدت طوبیٰ گشت
پار استاره بُد، امسال جمالت مَه شد

دوش در گلشن روی تو صبا گُل می‌چید
نرگس مست تو در خواب خُمار آگه شد

تا تو بنیاد نهادی به جهان خوی پلنگ
پیش سرپنجهٔ تو شیرِ فلک روبَه شد

گر ببیند خم ابروی تو را تُرک سپهر
قوس از سهم بیندازد و در خرگه شد

زلف از روی برافکن که جهان شد تاریک
مهر از جیب برون آر که شب بیگه شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}