شمارهٔ ۳۶۶

غزلیات

چه مطرب است که امشب بدین مقام رسید
بساخت پردهٔ عشاق و پرده‌ها بدرید

به یک ترانه چنان گرم کرد مجلس را
که می به جوش در آمد، ز گل عرق بچکید

اگر به قول مخالف دلم ز ره می‌رفت
به راه راست در آمد چو صوت او بشنید

رباب نغمهٔ او را ادا نکرد درست
مگر ز راه ادب گوش او همی‌مالید

به زیر لب دهن او چو نای را دم داد
ز ناله نال شد و از لبش به کام رسید

مهی به چرخ در‌آمد که چرخ عالم گرد
رخی به خوبی او با هزار دیده ندید

بخواند گفتهٔ ناصر چو گوهر منظوم
شنید زُهره و در گوش خویشتن کشید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}