شمارهٔ ۵۰۲

غزلیات

دوش ما را خبر وصل تو می‌داد نسیم
جان بدادیم و بکردیم ادای تعظیم

چشم ما جای عزیز است و خیالت یوسف
دل ما نار خلیل است و غمت ابراهیم

چیست فردوس، دمی صحبت صاحبنظران
چیست دوزخ نفسی فرقت یاران قدیم

دی به کوی تو صبا آمد و دزدیده گذشت
شکر می‌گفت که جَستم ز خطرهای عظیم

خانهٔ توست مگر تن که شکسته است و نزار
دفتر توست مگر دل که سیاه است و دو نیم

عقل و جان است به سودای غمت نسیه و نقد
رخ و اشک است به بازار وجودم زر و سیم

جان سفر می‌کند از قالب و حق جانب اوست
در قفس جز به ضرورت نشود صید مقیم

من کی‌ام گمشده‌ای آمده از هیچ به هیچ
خاک و خونی که دگرروز شوم عظم رمیم

زندگی از نظر لطف تو یابد ناصر
رحمت آری ز رحیم است و کرامت ز کریم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}