شمارهٔ ۵۰۶

غزلیات

آن به که غم دل به حضور تو بگویم
کاسرار دل از گریه فتاد‌ه‌ست به رویم

دریاب که بی روی تو ای سرو گلندام
از ناله چو نالی شدم از مویه چو مویم

زانگه که جدا مانده‌ام از خاک در تو
چون باد صبا در به در و کوی به کویم

خواهم که گیاهی شود اجزای وجودم
تا در قدم سرو بلند تو برویم

دردا که امانم ندهد دشمن کژ طبع
تا یک سخن راست به گوش تو بگویم

بی هیچ گنه جور و جفا می‌کشم از خلق
عیبم همه آن است که من عاشق اویم

ناصر اگر از چشم تو زین گریه رود آب
از لوح بقا نقش وجود تو بشویم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}