شمارهٔ ۵۱۴

غزلیات

گر تو نکرده‌ای جدا، دل ز تعلقات تن
بر سر کوی او مبر، زحمت جان خویشتن

باد صبا به بوستان، بین به چه لطف می‌وزد
تا ز غبار نشکند، خاطر نازک سمن

وحشت خارها اگر، چنگ زند به دامنش
گل ز چه غرق خون شده، چاک ز دست پیرهن

از من و ما نرسته‌ای، صحبت عاشقان مجو
همره کم بضاعتان، چون بشوی بر آ ز من

جان نماند در دلم، یک سر مو از آن سبب
یار به نازکی کند، در دل و جان ما وطن

گر غم یار می‌خوری، زهر بنوش و غم مخور
ور دم عشق می‌زنی جور ببین و دم مزن

ناصر اگر به جان و دل، محرم دوست گشته‌ای
در حرم فنا نشین، مردهٔ زنده در کفن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}