شمارهٔ ۵۲۴

غزلیات

ساقی می باقی ده، عقل از سر ما کم کن
سرمایهٔ شادی را، قوت دل پر غم کن

از چهره شبستان را، بتخانهٔ چین گردان
وز باده صراحی را، سرچشمهٔ زمزم کن

گَرد در میخانه، در چشم ممالک زن
خاک ره خمّاران، در دیدهٔ عالم کن

سلطان وجودم را، از می خط عدلی کش
لشگرگه جانم را، بر عشق مسلم کن

خورشید جمالت را، در جام لبالب بین
یک جلوهٔ نورانی، در ماه محرم کن

از راه کرم روزی، در کوی گدایانت
ما را به قبول خود، بنواز و مکرم کن

ای مطرب روحانی، وی آیت رحمانی
این جرعه پیاپی خور، وین باده دمادم کن

در گوش تو می‌گوید، زلف تو که ناصر را
آشفته و سرگردان، شوریده و درهم کن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}