شمارهٔ ۵۵۴

غزلیات

همسر گل می‌نشود هر گیاه
جای عبادت ننشیند گناه

عقل من ای چشم تو بادا سپید
چشم من ای روی تو بادا سیاه

روی بتابید ز روی بتان
شرم بدارید ز روی اله

دل به زنخدان بتان میل کرد
یوسف گم گشته فرو شد به چاه

ما به غم هجر و تمنای وصل
مدعیان در طلب مال و جاه

کشته شدن زار به شمشیر دوست
به که به بیگانه گرفتن پناه

ناصر از آشوب بلا سر مپیچ
گر برود سر، تو قدم نه به راه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}