شمارهٔ ۵۸۶

غزلیات

به تیغ از تو نبرگردم که روی دلستان داری
قدی چون سرو ناز و رخ به شکل ارغوان داری

به صحرا می‌شدی چون سرو روزی باغبان گفتا
که باغ ما منورکن، چو میل گلستان داری

لبت لعل است و می‌خواهم که ما را رایگان بخشی
دلت سنگ است و می‌خواهم که ما را مهربان داری

کسی کاو آرزو دارد که مه در سایبان بیند
تو آن خورشید تابانی که مه در سایبان داری

میانت کمتر از موی است و بر موئی کمر بندی
دهانت چون سر موی است و موئی را میان داری

غنیمت دار ای ناصر حضور نازنینان را
شکر او در دهان دارد، تو طوطی در دهان داری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}