قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۳

قصاید

پند بدادمت من، ای پور، پار
چون بگزیدی تو بر آن نور نار؟

غره مشو گرچه نیابد همی
بی تو نه بهرام و نه شاپور پار

پشت گران‌بار تو اکنون شده‌است
کامدت از بلخ و نشابور بار

خانهٔ معموری و مار است جهل
مار درین خانهٔ معمور مار

ز ایزد مذکور به عقلی، مکن
جز که به عقل، ای سره مذکور، کار

دیو سیاه است تنت، خویشتن
از بد این دیو سیه دور دار

پیرهن عصیان بنداز اگر
آیدت از بلعم باعور عار

خمر مخور، پور، که آن دود خمر
مار شود در سر مخمور، مار

پیر پدر پار تو خواهد شدن
باز نیاید به تو، ای پور، پار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}