قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۱

قصاید

تا کی از آرزوی جاه و خطر
به در شاه و زی امیر شوی؟

دشمن من شدی بدانکه چو من
حاضر آیم تو می حسیر شوی

جهد آموختن بباید کرد
گرت باید که بی‌نظیر شوی

که نمیرند جمله باخطران
تا تو، ای بی‌خطر، خطیر شوی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}