شمارهٔ ۱۴۷

غزلیات

روشن است این و راست می‌گوید
آن که «مه روی ماست» می‌گوید

سرو را، یار، «اگر نه عاشق ماست
پای در گل چراست؟» می‌گوید

سنبلش گفت «ملک حسن مراست»
کج نشسته است و راست می‌گوید

گفتم ای دل ز عشق یکتا شو
«سر زلفش دوتاست» می‌گوید

بر در دل، غمش، چو می‌گویم:
کیستی؟، «آشناست» می‌گوید

من « میانت کجاست؟» می‌گویم
او «میانم کجاست» می‌گوید

صورتش را ز هرکه پرسیدم
«جام گیتی‌نماست» می‌گوید

هرکه او را به چشم معنی دید
«به حقیقت خداست» می‌گوید

چین زلفش به مشک می‌خوانم
«همه فکرت خطاست» می‌گوید

گفتمش: حاجتم برآر از لب
«حاش لله رواست» می‌گوید

«همچو چشم خوش نگار از خواب
فتنه‌ای برنخاست» می‌گوید

دلبرم، یک نفس وصالش را
هردو عالم بهاست» می‌گوید

با من ابرو و خط و زلف و رخش
«روز هر وصل و لقاست» می‌گوید

لب جان‌پرورش نسیمی را
«مست آن چشم‌هاست» می‌گوید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}