
دیوان نسیمی
صفحهٔ ویژهٔ دیوان نسیمی در فرم نو.
عمادالدین نسیمی
سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس میزنند. وی دو دیوان، یکی به ترکی و دیگری به فارسی، به نظم درآورد و قصایدی عربی نیز سروده است.
این دیوان در 8 بخش سازمان یافته است.
بخشهای دیوان
- دیوان اشعار فارسی — 424 گفتار
نمونه اشعار
- شمارهٔ ۱ — یارب چه شد آن دلبر عیاره ما را / کآزرد به هجران دل صد پاره ما را
- شمارهٔ ۱ — به ذات پاک خدای کریم بی همتا / که از اراده او گشت سر «کن » پیدا
- شمارهٔ ۱ — آن شه والای گرامی گهر / واقف اسرار قضا و قدر
- شمارهٔ ۱ — ای نفحه روحپرور باد صبا / بویی ده از آن زلف دلاویز به ما
- شمارهٔ ۱ — انی لقد اتصلت بالذات / یا من قطع الوصال هیهات
- شمارهٔ ۱ — ما نطق خدای کایناتیم / بیرون ز مکان و از جهاتیم
- شمارهٔ ۱ - ترجیع بند — ما مظهر ذات کبریاییم / ما جام جم جهان نماییم
- شمارهٔ ۲ — صبح از افق بنمود رخ، در گردش آور جام را / وز سر خیال غم ببر، این رند دُردآشام را
- شمارهٔ ۲ — آن روضه مقدس و آن کعبه صفا / آن مرقد مطهر و آن قبله دعا
- شمارهٔ ۲ — ای بی خبر از حقیقت خویش! / از غصه بیش و کم دلت ریش
- شمارهٔ ۲ — ای وعده بسی داده و ناکرده وفا / از اهل وفا نباشد این شیوه روا
- شمارهٔ ۲ — لک الفضل لک الاحسان، لک الجود لک النعمة / لک الحمد لک الغفران، لک الشکر لک المنة
- شمارهٔ ۲ — نور عینی این چنین در هردو عالم تا که راست / کو به عرش و فرش حق ما را به حرفی رهنماست
- شمارهٔ ۲ - مستزاد — ای حسن تو دردانه چو ک . . . بنند اعلا / چون نقطه فردی
- شمارهٔ ۳ — می کشد چشم تو از گوشه به میخانه مرا / می کند زلف چو زنجیر تو دیوانه مرا
- شمارهٔ ۳ - فتوت نامه — فتوت خلق و احسان است که هست آن احسن الحسنی / فتوت راه مردان است چه در صورت چه در معنی
- شمارهٔ ۳ — ز اندیشه در بحر حیرت غریق / چو شیخی که گم کرده باشد طریق
- شمارهٔ ۳ — ای عارف سر من عرف در اسما / آن کس که شناخت نفس بشناخت خدا
- شمارهٔ ۳ — رَأَیتُ وَجهَک مَن تَحتَ شِعرَک لَیلا / بِنورِ وَجهَک یا ذَالجَلال والِاکرام
- شمارهٔ ۳ — ز اهل مدرسه و خانقاه و جمله دیار / سؤالهاست مرا به طریق استفسار . . .
- شمارهٔ ۳ - مخمس ترکیب — ای مطلع خوبی رخ چون ماه تمامت / برخاسته غوغای قیامت ز قیامت
- شمارهٔ ۴ — بهشت و حور، بی وصلت، حرام است اهل معنی را / کزان وصل تو مقصود است مشتاق تجلی را
- شمارهٔ ۴ — یارب به حق مصطفی سلطان جمع انبیا / تاج الوری نورالهدی شمس الضحی بدرالدجی
- شمارهٔ ۴ — تو روی ماه و خور فضل خدا بین / که بست از فی و ضاد و لام آیین
- شمارهٔ ۴ — ساقی برو و مده شرابم امشب / کز مستی چشم او خرابم امشب
- شمارهٔ ۴ — بده ساقی شراب لایزالی / به دست عاشقان لاابالی
- شمارهٔ ۴ - مسدس ترکیب — ای شاه تخت «من عرف » / شد نقد طاعاتم تلف
- شمارهٔ ۵ — در عالم توحید چه پستی و چه بالا / در راه حقیقت چه مسلمان و چه ترسا
- شمارهٔ ۵ - بحرالاسرار — مشعل خورشید کز نورش جهان را زیور است / چند باشی گرم در چهرش که طشت آذر است
- شمارهٔ ۵ — ماییم قلندران معنی / در لنگر خوش هوای دنیی
- شمارهٔ ۵ — در عین علی سر الهی پیداست / در لام علی هوالعلی الاعلاست
- شمارهٔ ۵ — لقد فنیت عن الغیر لا وجود سوایی / لان نفی وجودی ثبوته لبقایی
- شمارهٔ ۵ - مسمط — هرکس که دید خال و خط و موی و روی تو / آشفته شد چو موی تو بر گرد روی تو
- شمارهٔ ۶ — این حضور عاشقان است، الصلا / صحبت صاحبدلان است، الصلا
- شمارهٔ ۶ - تجدید مطلع — تاج سلطانی که ترک اولش ترک سر است / هر که سودایش ز سر بنهاد دایم سرور است
- شمارهٔ ۶ — بینی تو هیات الف دارد راست / ابروی تو لام الف بود از چپ و راست
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}