شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

رق منشور است انسان، رق نگر
چشم جان بگشای و روی حق نگر

سوره واللیل زلفش را بخوان
وز رخ همچون مهش «وانشق » نگر

ما جوالق پوش عشقیم ای پسر
این قلندر بین و این جولق نگر

ای مقید کرده در سجین کتاب
معجز این آیت مطلق نگر

تکیه برفردا و طاعت کرده است
فکر خام زاهد احمق نگر

ذات اشیا با مسمای الف
همچو بی با اسم حق ملحق نگر

(حسن خوبان شد ز فضل حق پدید
ای نسیمی حسن با رونق نگر)

ای نسیمی طالبی در راه او
اندرآ در بحر و این زورق نگر

(ای نسیمی از جمال دلبران
مصحف حق را بخوان و حق نگر)

(چون نسیمی از رخت اعلام خواند
پادشاهی بین و این سنجق نگر)

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} گفتار · {{ coupletTotal }} بیت

گفتارها

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}