شمارهٔ ۲۶۲

غزلیات

ای که حاجت ز در اهل ریا می‌طلبی
نقد مقصود کجا و تو کجا می‌طلبی

جای آن است که خون تو بریزند ای دل!
سست‌همت! نظر از غیر چرا می‌طلبی؟

تا تو در بند خودی راه به جایی نبری
ترک خود گیر اگر زان که خدا می‌طلبی

تا به کی در طلبش این همه سرگردانی؟
دوست غایب ز تو چون نیست کرا می‌طلبی؟

چون نسیمی طلب خاک در میکده کن
گر تو اکنون چو خضر آب بقا می‌طلبی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}