بخش ۱ - سرآغاز

خسرو و شیرین

خداوندا درِ توفیق بگشای
نظامی را رهِ تحقیق بنمای

دلی ده کاو یقینت را بشاید
زبانی کآفرینت را سراید

مده ناخوب را بر خاطر‌م راه
بدار از ناپسند‌م دست کوتاه

درونم را به نورِ خود برافروز
زبانم را ثنا‌ی خود درآموز

به داوود‌ی، دلم را تازه گردان
زبور‌م را بلند‌آوازه گردان

عروسی را که پروردم به جانش
مبارک‌روی گردان در جهانش

چنان کز خواندنش فرخ شود رای
ز مشک افشاندنش خَلُّخ شود جای

سواد‌ش دیده را پرنور دارد
سماعش مغز را معمور دارد

مفرح‌نامهٔ دلهاش خوانند
کلید بند مشکل‌هاش دانند

معانی را بدو ده سربلندی
سعادت را بدو کن نقش‌بندی

به چشم شاه، شیرین کن جمالش
که خود بر نام شیرین است فالش

نسیمی از عنایت یار او کن
ز فیضت قطره‌ای در کار او کن

چو فیاض عنایت کرد یاری
بیار ای کانِ معنی تا چه داری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}