بخش ۱۰۳ - چگونگی رفتن جان از جسم

خسرو و شیرین

دگر ره باز پرسیدش که جان‌ها
چگونه بر پرند از آشیان‌ها

جوابش داد کز راه ندیده
نشاید گفتن الا از شنیده

شنیدم چار موبد بود هشیار
مسلسل گشته با هم جان هر چار

در این مشکل فرو ماندند یک چند
که از تن چون رود جان خردمند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}