شمارهٔ ۱۱۱

غزلیات

ذوقی به کمالست و وصالی به دوامست
امروز به ما منزلت عشق تمامست

بر صوفی بی وجد وبالست عبادت
بر شیشه که خالی ست ز می سجده حرامست

دادیم به معشوقه و می دنیی و دین را
بدنام شدن در دو جهان غایت نامست

احیای شب ما و صبوحی حریفان
مهتاب همه روزن و صبح همه بامست

جمعی که گرفتاری ایام شناسند
چون شب پره از نور گریزند که دامست

می گریم و از گریه چو طفلم خبری نیست
در دل هوسی هست ندانم که کدامست

ساقی غم دوران مخور و رطل گران ده
شادست جهان تا می حسن تو به جامست

گویید به زاهد بچه عصمت نفروشد
بوی می دوشینه هنوزش به مشامست

رنجور و الم دیده و پیرست «نظیری »
جام سحری چون نخورد ماه صیامست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}